شرایطم بدون شک از خیلی آدم های دیگر بهتر است. پول دارم غذا بخرم. امنیت دارم. آزادی دارم. خانه دارم. از همه مهمتر سالمم و خانواده سالمی دارم. پس نباید غر بزنم.
من هم مشکلاتی دارم، شاید به نظر آدم هایی که یکی از چیزهای بالا را ندارند من پرتوقع باشم.
می دانی...وقتی شرایطت می تواند بهتر از این باشد، هرچقدر هم در شرایط خوبی باشی نگران می شوی که نکند به آن شرایط بهتر نرسی. نگران می شوی که نکند به مسیر خطا بیفتد کارها.
بیشتر کسانی که در ایران زندگی می کنند نمی توانند از ایران خارج شوند و در کشور دیگری زندگی کنند. وقتی این امکان می خواهد برای خانواده ات سال ها بعد فراهم شود، که بیایند اینجا و بتوانید در کنار هم زندگی کنید می ترسی که نکند نشود، که نکند آنها در همان شرایط ایران بمانند. نکند جنگ بشود و برای خانواده ات اتفاقی بیفتد.
وقتی پارتنرت می خواهد ویزا بگیر و از کشور خارج شود تا بعد از دو سال بالاخره در کنار هم باشید و حالا کارش گیر پیدا کرده تمام وجودت پر از استرس می شود که نکند ویزایش رجکت شود و سرباز شود و تو مجبور شوی به ایران بازگردی.
وقتی کسی عاشقت هست و گاهی از روی ناراحتی های دیگرش به تو کم توجهی می کند می ترسی که نکند از عشقش دارد کم می شود.
و ده ها وقتی دیگر که در زندگی من هست.
نگرانم همیشه. نگران از دست دادن، نگران به دست نیاوردن.
No comments:
Post a Comment