Saturday, January 8, 2011

برنگرد لطفا


امشب خانه ی دوستم بودیم. دعوتی در کار نبود. خیلی اتفاقی جور شد. 10 نفر از بچه ها بودیم.

هم خانه ای من یک ماهی است که با دوست پسرش به هم زده. یعنی دوست پسرش با او بهم زده است، و در واقع او بدجور دلش پیش طرف مانده و دوست دارد که اور را دوباره برگرداند. امشب دوست پسرش هم بود. به طرز عجیبی با ن. خوب رفتار می کرد و به او توجه می کرد. امشب هم وقتی برگشتیم خانه دیدیم به ن. اس ام اس زد که "هر روز خوشگل ترمی شی. یه اسفند واسه خودت دود کن!" و هم خانه ای من هم گیج شد که قضیه چیست؟ خیلی خیلی امشب خوشحال بود که پسر اینطور بهش توجه کرده و احتمال برگشتش هست. بعد از این اس ام اس هم بیشتر امیدوار شد.

اما من ناراحت شدم. ترسیدم که پسر برگردد. چون می دانم این آدم به درد رابطه جدی نمی خورد. آدمی که بعد از به هم زدن با چنین اس ام اسی می خواهد برگردد از رابطه چه می داند؟ می دانم که دوستم ضرر می کند اگر دوباره با او وارد رابطه شود. می دانم که ن. از تنهایی به دوستم دوباره دارد توجه می کند. می دانم که رابطه شان اگر درست شود، به شکل بدتری دوباره به هم می خورد. اما نمی توانم این ها را به ن. بگویم، چون او این روزها عقلش کار نمی کند،او فقط می خواهد پسر برگردد، فقط همین.