Saturday, March 2, 2013

تو قطاری که به شهری کوچک می ره
نزدیک شهر خودت
شاید یک ساعت ونیم فاصله
دخترا و پسرایی که دور برت نشستن
صبح نسبتا زود
شاید 7:30
یکی ماگ به دست
هرچند دقیقه یه قلپ می زنه بالا
یکی کتاب به دست
هرچند دقیقه یه صفحه می زنه جلو
یکی گوشی به دست
هر چند دقیقه یه تکست می ده
حواست به همشون هست
یکیشون که یه پسرست
گوش سمت چپش یه حلقه داره
شلوارشم ریخته تو بوتاش
لابد گِیِ
 همیشه یکی تو قطار گِیِ
یعنی صبح که از خونه اومده بیرون از دوس پسرش خدافظی کرده و این بوتا رو پوشیده و اومده بیرون؟
یعنی با هم مهربونن؟
یعنی با هم چه جورین؟
.
.
.
همیشه یکی تو قطار گِیِ
.
.
.

No comments:

Post a Comment